مير تقي الدين كاشاني

629

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

غصّه هم‌زانو ، الم همخانه ، كلفت همنشين * مرگ در پس ، آرزو در پيش و حسرت در كنار بخت خودكام و ، هوس مستولى و ، طالع زبون * دست كوته ، طبع نافرمان و دل ناسازگار باوجوداين مصيبت خويش را افكنده‌ايم * در بلاى عشق كاينها نيست آنجا در شمار من به وصلم آرزومند و دل بىطاقتم * مىكند هجران ز وصل يار بر وصل اختيار چون به كام من تواند گشت چرخ هرزه‌گرد * كش چو من سرگشته در هر گوشه باشد صد هزار عشق اگر مىورزى اى دل ، سخت‌جانى پيشه كن * خود نگويى عاشقى را با تن‌آسانى چه كار ؟ عاشق آن باشد كه آرد دست در آغوش غم * بلكه عاشق را بود از خاطر آسوده عار اى روا سازندهء حاجات رحمى كن مرا * زين مصيبت ده خلاصى ، يا اجل بر من گمار يا رب اين طالع چه باشد وين چه اوقاتى بود * كز براى مرگ هم بايد كشيدن انتظار درد دل گر با تو گفتم اى سپهر كج‌نهاد * كام مىجستم ، نمىگفتم دمار از من برآر از تو من چيزى نمىخواهم چه مىخواهى ز من * من گذشتم از مراد خويش ، دست از من بدار توبه كردم كز تو كام دل نجويم « 1 » بعد ازين * ار تو با « 2 » چشم مراد از من برآوردى دمار * * *

--> ( 1 ) . اصل : بجويم . ( 2 ) . اصل : تا .